بایگانی برای موضوع "شخصی"

باب اول: جن ناله

Wednesday, April 16th, 2008

همه چیز همانطور می گذرد که باید بگذرد. به همان مسخرگی و کسالت باری که انتظارش را داشتم. به خانه که بر می گردم دیگر حتی به پوچی و حماقتی که در تمام کارهای امروزم و هر روزم جا خوش کرده فکر هم نمی کنم. تسلیم شده ام یا پذیرفته ام؟ چه فرقی می کند!
گفته [...]

سرودِ مردی که تنها به راه می‌رود

Saturday, March 22nd, 2008

در برابر ِ هر حماسه من ايستاده بودم.
و مردي که اکنون با ديوارهاي ِ اتاق‌اش آوار ِ آخرين را انتظار مي‌کشد
از پنجره‌ي ِ کوتاه ِ کلبه به سپيداري خشک نظر مي‌دوزد;
به سپيدار ِ خشکي که مرغي سياه بر آن آشيان کرده است.
و مردي که روزهمه‌روز از پس ِ دريچه‌هاي ِ حماسه‌اش نگران ِ کوچه
بود، اکنون [...]

Friday, March 21st, 2008

شب های سال نو
که نو شدنش تنها شماره ایست که به جای شش، هفت خواهد شد
بیگانه ای که خانه ای ندارد
تنها یادی
از وطنی که دیگر وطن نیست
و خیابان هایی که دیگر آشنا نیستند
نه کسی که برایش بگرید
یا برایت گریه کند
در انتهای خود ویرانگری
در انتهای همه چیز

سوگنامه

Sunday, March 16th, 2008

رها كنيد مرا، رها كنيد شانه و بازويم
رها كنيد مرا تا ببينم
من این گل را مى شناسم
من با اين گل سرخ در قهوه خانه ها نشسته ام
من با اين گل سرخ در ميدان راه آهن سلام داده ام
آ…ی
من این گل را مى شناسم
سعید سلطانپور

شب های جنی بی ستاره کپنهاگ

Monday, March 10th, 2008

 


کمی سانتیمانتالیسم برای شب های ابری زمستان کپنهاگ که کاری جز نشخوار ندارم …

هنر نزد ایرانیان است و بس!

Sunday, March 9th, 2008

دارم شروع می کنم به نقاشی نمودن تحت نظر جناب پیتر کارلسون. حضورا ملاقاتش نکرده ام اما از حس معترضانه و نگاه چپی که در نقاشی هایش دارد خوشم آمده. خدا را چه دیدید شاید خواندن دکترا در این رشته مهندسی تخمی ای که می خونم رو ول کردم و رفتم دنبال نقاشی اگر غم [...]

ترک عادت

Sunday, March 9th, 2008

قدما راست گفته اند به گمانم که ترک عادت موجب مرض است! برای آزار ندیدن یک “دیگری” از کلمه هایم، خواستم که ننویسم یعنی در جایی که عمومی باشد ننویسم. فعلا که عادت برگشته است و بد جور هم جایش درد می کند!