همه داستان هایم به پایان می رسد
اینجا که منم
داستان هایی که تو نمی خوانی شان
مدتی است

اینجا که منم، “من” به پایان می رسد
من ای که ساخته شد برای انهدام
در یاد همان خیابان ها که فراموش شده اند
همان ها که زمانی بوی دود و خون می دادند
همان کوچه های بن بست
که رنگ بغض های نا آرام تو را داشتند و تلخی های بی پایان من
شانزده آذر
وصال

..
.

و پایان نه سیاه است
نه سپید
رنگی ندارد
اما
سرد است …

نظر بدهید