استاد هم بعله!

 

قبل تر دیده بودم که جناب استاد خرمشاهی چیزکی بر نظر عبدالکریم سروش در مورد زمینی بود قران نوشته است اما گفتم طرف “استاد” است و این حرف ها! حتما نقدی مستدل نوشته و نخواندمش. اما امروز که این نوشته رشید اسماعیلی رو دیدم کنجکاو شدم که درفشانی استاد رو بخونم و دیدم استاد هم بععععله! تنها تفاوتش ظاهرا این بوده که عمامه ندارد و جای نعلین کفش می پوشد و گرنه در تکفیر کردن مخالفان گوی سبقت رو حضرات روحانی ربوده استاد! توجه تان را به پاره ای از فرمایشات گهربار حجت الاسلام بهاء الدین خرمشاهی جلب می کنم:

“اين گروه اندک‌شمار تجددگرايان قرآن‌نشناس و خارق اجماع، حتی به قيمت آلوده شدن به ارتداد (برگشت/خارج شدن از اسلام) اين تأويلات بنيان کن را که مشکل افزاست نه مشکل گشا، بر هم بافته‌اند. به اميد حل کدام مشکل، اين همه مشکل در ميان آورده اند؟ مسلمان نبودن ابتدايی برای کسی گناه نيست. اما ادعای مسلمانی، به قاعده «اخذ به شئ اخذ به لوازم آن است»، با اين پراکنده‌گويی‌های ضد اصول و ضروريات اسلام، جمع نمی شود. اين تأويلات غيرقانونی، بلکه قانون شکن، از مقوله تأويل «بما لايرضی صاحبه» (مخالف نظر صاحب قرآن) است. اينان به وفق گفته ای از اونامونو، فيلسوف و متکلم بزرگ معاصر اسپانيايی: برای قطع تب، ريشه حيات انسان را قطع می‌کنند.”

متن کامل حکم تکفیر استاد رو اینجا بخوانید.

نظر بدهید